سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
زندگی

زندگی

محمد صالح کامرانی[12]
این وبلاگ در بر دارنده نوشته های شخصی و عاشقانه.شعر های خودم و مسائل روزمره

   1   2      >

توحید در عقیده و عمل

 



 


 


رسالت تبیین «مکتب» و تصحیح باورهای مردم در مسائل عقیدتی و بینشی، بر عهده «امام» است. امامان با سخن و عملشان هم صورت صحیح اعتقادات را می‌نمایانند، هم با انحرافات عقیدتی مقابله و مبارزه می‌کنند. این که توحید ناب چیست و خداباوری و عقیده به مبدا و معاد چه نقشی در زندگی دارد و شیوه انبیا و مرامشان کدام است و تداوم خط رسالت در قالب «امامت» چگونه است و دین چیست و اهل‌بیت علهیم‌السلام کیانند و چه مسوولیتی دارند و وظیفه امت در قبال امام چیست، همه و همه جلوه‌هایی از «پیام‌های اعتقادی» عاشورا است. اگر به قیام سیدالشهداء علیه‌السلام از این دیدگاه بنگریم، درس‌‌های عظیمی را خواهیم آموخت و عاشورا را کلاس درسی خواهیم یافت که در سخنان امام و عاشوراییان، متجلی گشته است.


حتی رجز‌های اصحاب امام و خطبه‌های امام و اهل‌بیت، چه قبل از شهادت و چه در مقطع اسارت، پر از نکته‌های عقیدتی است.


علاوه بر بُعد نظری و تبیین خطوط اصلی و روشن دین، تجلی این باورها در عمل آنان، جلوه دیگری از بعد اعتقای مساله است. مثلا «توحید» را نه صرفا از بعد نظری، بلکه توحید در عبادت و اطاعت را نیز در صحنه عاشورا و انقلاب امام حسین علیه‌السلام می‌توان دید و این، بسی آموزنده‌تر و تاثیرگذارتر از جنبه‌ فکری و ذهنی موضوع است. عقیده به خدا و قیامت، نه تنها به صورت یک باور خشک ذهنی، بلکه منشا اثر در زندگی فردی و اجتماعی مسلمان مطرح است و تلاش‌های او را حتی در صحنه مبارزه، جهت می‌دهد. اعتقاد به امامت نیز، نه صرفا در حد یک بحث کلامی و احتجاجات قرآنی و حدیثی در مورد این که پس از پیامبر، چه کسی خلافت دارد، بلکه به عنوان نظام سیاسی و پذیرش ولایت پیشوای صالح و خط مشی منطبق بر قرآن و سنت رسول و این که چه کسی شایسته زمامداری امت اسلامی است، مطرح می‌گردد.


جایگاه اهل‌بیت‌ پیامبر صلی‌الله علیه و آله در جامعه اسلامی نیز از همین زاویه قابل طرح است و نیز اصل مساله رسالت حضرت محمد صلی‌الله علیه و آله و قرآن و وحی و شفاعت و ... باید هر کدام به نحوی که دارای «پیام» است، در نهضت عاشورا مورد مطالعه قرار بگیرد. تنها در این صورت است که حرکت عاشورایی در امتداد زمان، گسترش و دوام می‌یابد و نسل‌های امروز و آینده را در مورد خطاب  قرار می‌دهد و هدایتگر می‌شود.


بعد اعتقادی کربلا نباید مورد غفلت قرار گیرد، هم محتواهای عقیدتی که در مجموعه این حماسه متجلی است، هم اساس نهضت کربلا که برای حفظ باورهای ناب از زوال تحریف بود. این هدف مهمی بود که شهید بزرگی همچون ابا عبدالله الحسین علیه‌السلام فدای تحقق آن شد.


در سخنان امام حسین علیه‌السلام و یاران او، مفاهیم بلندی از اعتقادات در محورهای خداشناسی، رسالت انبیاء، نقش وحی و قرآن در زندگی، اصالت دین و گمراهی بدعت‌گذاران، زندگی ابدی و حیات پس از مرگ، بهشت و جهنم، حساب و اجر و عذاب، شفاعت، حقانیت امامان برای ولایت و خلافت، وظیفه مردم نسبت به حجج‌ الهی، نفاق دنیاپرستان، استفاده از عقاید دینی برای اغفال مردم و ... دیده می‌شود که جای مطالعه دارد.


 


 


 


*h-ì/ /1 9bì/g h 9ed

توحید در عقیده و عمل


عقیده به «توحید» و خداباوری، تنها در ذهن یک مسلمان موحد نمی‌ماند، بلکه در همه شوون و شرایط و زوایای زندگی او سایه می‌افکند. این که خدا کیست و چیست و این شناخت چه تاثیری در زندگی عملی و موضع‌گیری‌های اجتماعی مسلمان دارد، جایگاه این عقیده را در حیات، نشان می‌دهد.


عقیده به خدایی که راست است، راست می‌گوید، وعده‌هایش تخلف‌ناپذیر است، اطاعتش واجب است، نارضایی او موجب دوزخی شدن است، در همه حال، حاضر و ناظر انسان است، کمترین کار انسان از علم و بصیرت او پنهان نیست، مجموعه این باورها وقتی به صورت «یقین» در آید، موثرترین عامل تاثیر‌گذار در زندگی است.


 


 


مفهوم توحید، تنها در بینش و دیدگاه نیست، بلکه در بعد عملی، به «توحید در اطاعت» و «توحید در عبادت» تبدیل می‌شود.


امام حسین علیه‌السلام پیشاپیش، از شهادت خود، با خبر بود و جزییات آن را هم می‌دانست. پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله نیز مکرر این حادثه را پیشگویی کرده بود. این علم و اطلاع قبلی، نه تنها رای او را بر ادامه راه و ورود به میدان جهاد و شهادت، سست یا آمیخته به تردید نکرد، بلکه شهادت‌طلبی او را افزون‌تر ساخت. آن حضرت با همین ایمان و باور، به کربلا آمد و به جهاد پرداخت و عاشقانه به دیدار خدا شتافت.


 


 




حضرت ضمن خطابه‌ای که درباره حرکت خویش و امتناع از بیعت و استناد به نامه‌های کوفیان بود، در پایان، ضمن گلایه از عهدشکنی کوفیان فرمود: «تکیه‌گاهم خداست و او مرا از شما بی‌نیاز می‌کند. «سَیُغنی اللهُ عَنکُم»  در ادامه راه نیز وقتی با عبدالله مشرقی ملاقات کرد و او و همراهش اوضاع کوفه و گرد آمدن مردم را برای جنگ با آن حضرت بیان کردند، پاسخ امام این بود که «حَسبیَ اللهُ وَ نِعمَ الوَکیلُ.»




حتی در موارد متعددی اصحاب و بستگان و اقوام او از روی خیرخواهی و دلسوزی آن حضرت را از رفتن به عراق و کوفه بر حذر می‌داشتند و بی‌وفایی مردم و مظلومیت و تنهایی پدرش امیرالمومنین و برادرش امام مجتبی علیه‌السلام را یادآور می‌شدند. هر یک از اینها کافی بود که در دل فرد معمولی، ایجاد تردید کند، اما باور روشن و عقیده یقینی او و خدایی دانستن این راه و انتخاب، سبب شد در مقابل عوامل یاس‌آفرین و تردیدساز بایستد و قضای الهی و مشیت او را بر هر چیز مقدم بدارد. وقتی ابن عباس از امام حسین علیه‌السلام می‌خواست که راه دیگری جز رفتن به عراق برگزیند و با بنی‌امیه در نیفتد، حضرت ضمن تبیین اهداف و نیّات امویان، فرمود: «انّی ماضٍ فی امرِ رسولِ‌الله صلی‌الله علیه و آله حَیثُ اَمَرَنی و اِنّا لله و انّا الیهِ راجعون»(1) و تصمیم خود را در پایبندی به فرمان حضرت رسول و بازگشت به جوار رحمت خدای هستی‌آفرین باز گفت؛ چرا که به حقانیت راه و درستی وعده‌های خدا باور داشت.


«یقین»، نمودی از وضوح و روشنی باور نسبت به دین و فرمان خدا و حکم شریعت است. گوهر یقین در هر جا که باشد، او را مصمم و بی‌باک می‌سازد. صحنه عاشورا جلوه یقین بود. یقین به حقانیت راه خود، یقین به باطل بودن دشمن، یقین به حق بودن معاد و حساب و محاسبه رستاخیز و یقین به حتمیت مرگ و ملاقات با خدا، در درجه بالایی در دل امام و عاشوراییان وجود داشت و جهت‌دهنده مقاومت و کیفیت عمل و ثبات قدم در راه انتخابی بود.


 


«استرجاع» (گفتن انا لله و انا الیه راجعون) علاوه بر آن که هنگام آگاهی از مرگ یا شهادت کسی گفته می‌شود، در منطق امام حسین علیه‌السلام، یادآور فلسفه بلند هستی و حیات و سرنوشت «از اویی و به سوی اویی» است که بارها امام در طول راه آن را بر زبان آورد، تا این عقیده، جهت‌ دهنده تصمیم‌ها و عمل‌ها باشد.


«یقین»، هم در «موضوع» بود؛ یعنی شناخت روشن هدف و راه و وضعیت، هم در «حکم» بود؛ یعنی تکلیف بودن جهاد و شهادت در آن شرایط به نفع اسلام، هم در عقیده به «خدا» و هم به «آخرت» بود که مقوم اصلی پا گذاشتن در میدانی است که گروهی می‌خواهند جان بدهند و فدا شوند. وقتی وهب بن عبدالله برای دومین بار در کربلا به میدان جنگ رفت، در رجز خویش، خود را با عناوینی همچون «مومن به رب» و «موقن به رب» معرفی کرد. (2)


 توحید در نصرت‌خواهی و فقط و فقط بر خدا اعتماد کردن، از جلوه‌های دیگر نقش‌آفرینی عقیده در عمل است. امام حسین علیه‌السلام تنها تکیه‌گاهش خدا بود، نه نامه‌ها و حمایت‌ها و شعارها. وقتی سپاه حر راه را بر کاروان امام بست، حضرت ضمن خطابه‌ای که درباره حرکت خویش و امتناع از بیعت و استناد به نامه‌های کوفیان بود، در پایان، ضمن گلایه از عهدشکنی کوفیان فرمود: «تکیه‌گاهم خداست و او مرا از شما بی‌نیاز می‌کند. «سَیُغنی اللهُ عَنکُم» (3) در ادامه راه نیز وقتی با عبدالله مشرقی ملاقات کرد و او و همراهش اوضاع کوفه و گرد آمدن مردم را برای جنگ با آن حضرت بیان کردند، پاسخ امام این بود که «حَسبیَ اللهُ وَ نِعمَ الوَکیلُ.» (4)


صبح عاشورا نیز، وقتی سپاه کوفه با همهمه رو به اردوگاه امام تاختند، دستانِ نیایشگر امام حسین علیه‌السلام رو به آسمان‌ها بود، وی چنین می‌گفت: خدایا! در هر گرفتاری و شدت، تکیه‌گاه و امیدم تویی و در هر حادثه که برایم پیش آید، پشتوانه منی، چه بسا در سختی‌ها و گرفتاری‌ها که تنها به درگاه تو روی آورده و دست نیاز و دعا به آستان تو گشودم و تو آن را بر طرف ساختی ... . (5)


این حالت و روحیه، جلوه بیرونی، عقیده قلبی به مبدا و یقین به نصرت‌ الهی است و توحید در دعا و طلب را می‌رساند.


هدف اصلی معارف دین، تقرب بندگان به سوی خداوند است. این محتوا حتی در زیارتنامه‌های شهدای کربلا به ویژه زیارت امام حسین علیه‌السلام نیز مطرح است. علی‌رغم تبلیغات سوء و جاهلانه‌ای که شیعه را به بدعت متهم می‌کنند و زیارت قبور اولیاء الهی را شرک می‌پندارند، در فرهنگ زیارت، خود این عمل گامی برای تقرب به خدا شمرده شده است که توحید ناب است. در بخشی از زیارت امام‌ حسین‌ علیه‌السلام که با فراز «اللهم مَن تَهَیأ و تَعَبأ...» شروع می‌شود، خطاب به خداوند می‌گوییم:


خدایا! هر کس که آماده شود و وسایل فراهم کند و به امید دست یافتن به نعمت و موهبتی سراغ یک مخلوق رود، تا از هدایا و جوائز و عطاهای او بهره‌مند شود، آماده شدن و زمینه چیدن من و سفر من به سوی تو و برای زیارت قبر ولی تو است و با این زیارت، به تو تقرب می‌جویم، و هدیه و عطا و جایزه را از تو امید دارم... . (6)


در ‌ادامه نیز با حالت حصر، می‌گوییم: تنها تو را قصد و آهنگ کردم و تنها آنچه را نزد تو است می‌خواهم؛ «فالیکَ قَصَدتُ و ما عِندُکَ ارَدتُ.»


اینها نشان دهنده بعد توحیدی تعالیم شیعی است که مراقد معصومین و زیارت اولیاء الهی را هم معبر و مسیری برای رسیدن به توحید خالص می‌داند و تعبد به امر الهی است که بزرگداشت اینان را توصیه فرموده است.


 


پی‌نوشت‌ها:


1- موسوعة کلمات الامام الحسین، ص  321 .


2- بحارالانوار، ج 45، ص 17، مناقب، ج 4، ص 101 .


3- موسوعة کلمات الامام الحسین، ص 377 .


4- همان، ص 378 .


5- اللهم انت ثقتی فی کل کرب... (بحارالانوار، ج 45، ص 4).


6- تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، ج 6، ص 62.


 


منبع:


پیام‌های عاشورا، جواد محدثی .



حماسه غدیر


پس از رحلت رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) آنانکه :
سابقه اى در ایمان و اسلام نداشتند.
و از شرک و الحاد به ظاهر دست کشیده بودند.
و به امید حکومت بر عرب ، اطراف پیامبر را گرفته و با او همراهى داشتند.
و هر جا توانستند ضربه زدند، و الغاء شبهه و تردید نمودند.
و در تمام جنگها در لحظات حساس فرار کردند.
و با سیاست نفوذ و ضربه به انتظار رحلت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) نشستند.
و در ترور نافرجام شرکت داشتند.
و در حادثه غدیر به بن بست کامل رسیدند.
و در مخالفت و کار شکنى در امر ولایت پیش قدم بودند.
و مانع نوشتن آخرین وصیت نامه پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) شدند.
و با تظاهر به دفاع از قرآن ، انزواى عترت را طراحى مى کردند.
و در پیش روى پیامبر به آن حضرت اهانت کرده گفتند:
ان الرجل لیهجر
نه اهل تقوى بودند، و نه ایمان کامل داشتند.
نه مزایاى معنوى داشتند، و نه در جنگها افتخارات نظامى کسب کردند.
نه محبوبیت عمومى داشته ، و نه از قبائل با شخصیت عرب بودند.
نه از طرف خدا و پیامبر معرفى شده ، و نه اصحاب بزرگ پیامبر آنان را قبول داشتند.
گرچه چند ماه قبل در غدیر با على (علیه السلام ) به امامت مسلمین بیعت کردند، اما هم اکنون پیمان شکستند و چاره اى جز کودتاه ندیدند.
تا با شمشیر و زور و تطمیع و کشتار بیرحمانه ، مردم را به سکوت و انزوا وادارند.
که بر اسب زین کرده خلافت سوار شدند و با عملیات خشونت بار زیر به مقاصد خود رسیدند.
1 - منع پخش خبر رحلت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم )
در لحظه رحلت رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) ابابکر در مدینه نبود، که عمر شمشیر کشید و گفت :
پیامبر هرگز نمى میرد
و مانع پخش خبر شد تا پیک او ابابکر را خبر کند و به مدینه بیاورد، وقتى ابابکر وارد شهر شد، عمر نیز باور کرد که آرى ، پیامبر نیز مى میرد، و ساکت شد(31) و آنگاه بلافصله در سقیفه گرد آمدند.
2 - بیعت شتابزده
سران کودتاگر سقیفه به بهانه اینکه دشمنان ما را تهدید مى کنند، و براى اینکه امت اسلامى دچار اختلاف نشود، و فورا باید خلیفه اى تعیین کرد، با راءى چند نفر، آنهم با نزاع و درگیرى ، و زیردست و پاگرفتن بزرگ قبیله خزرج ، ((سعد بن عباده )) با اباکر شتاب زده بیعت کردند
عمر فریاد مى زد اقتلوا سعد قتله الله
(سعد را بکشید خدا او را بکشد)
و سعد فریاد مى زد، اى مردم مرا کشتید
و پسر سعد ریش دومى را گرفت و گفت :
اى پسر ضحاک حبشیه ، که در جنگها ترسو بودى و فرار مى کردى ، حالا پهلوان شدى ! اگر یک مو از سر پدرم کم شود سزاى آن را خواهى دید.(32)
3 - منع ورود و خروج از مدینه
پس از مطرح شدن ابابکر براى آنکه اخبار شهر مدینه پخش نشود، و با واکنش هاى سیاسى مجاهدان دیگر بلاد اسلامى روبرو نشوند، بخشنامه اى صادر کردند که ورود و خروج از مدینه ممنوع است ، و افرادى که قصد خروج داشتند با تیر زدند.(33)
4 - بیعت گرفتن و با زور و کشتار
پس از فراهم آوردن یاران موافق ، و گردهم آئى همه مخالفان و منافقانى که در طول زندگانى پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) او را آزار دادند، و در ترور نافرجام افشاء شدند، و منتظر فرصت مناسب بودند، عموم مردم ، و سران قبائل را با زور و ارعاب و تهدید و تطمیع به بیعت با ابابکر وادار کردند.
هرکس که مخالفت کرد سخت کتک خورد.
و آنکس که در برابر حکومت کودتاگران سقیفه ایستادگى کرد کشته شد (مانند مالک بن نویره )
و یا در مصلى مدینه زنده زنده سوزانده شد (مانند فجاءة )
و این آدم سوزى آنچنان وحشتناک و رسوا کننده بود که ابابکر حتى در اواخر عمرش مى گفت
(اى کاش فجاءة را نمى سوزاندم )(34)
و حباب بن منذر آن مجاهد بدرى را چون شمشیر کشید و ابابکر را تهدید کرد، کشتند و مخفیانه جنازه او را دفن کردند.(35)
و بسیارى را به بهانه ارتداد، قتل عام کردند
(مانند قبیله حارثة بن سراقه که گفتند ما پس از پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) از اهل بیت او اطاعت مى کنیم )(36)
5 - تهاجم به خانه حضرت فاطمه سلام الله علیها
آنگاه که در بیعت گرفتن از مردم با مشکلات اساسى روبرو شدند، و فکر مى کردند که طرفداران عترت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) در منزل امیرالمؤ منین (علیه السلام ) هر روز اجتماع کرده براى حکومت ابابکر خطر آفرین مى باشند، تصمیم به رسواترین توطئه گرفتند، و همه پرده ها را بالا زدند، و همه اغراض شوم را آشکار کردند، و ثابت کردند که :
به پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) و راه و رسم او ایمان نیاورده اند.
با هجوم به منزل فاطمه سلام الله علیها و آتش زدن درب منزل ، و شکسته شدن پهلوى کوثر قرآن ، و به شهادت رسیدن حضرت محسن (علیه السلام )و به زور وارد خانه امام شدن ، ثابت کردند که براى حکومت و قدرت از چیزى پروا ندارند، و از خدا نمى ترسند.(37)
که امام سجاد (علیه السلام ) فرمود:
والله لو تمکن القوم ان طلبوا الملک بغیر التعلق باسم رسالته ، کانوا قد عدلوا عن نبوته .
(سوگند به خدا، اگر براى آن مردم ((اهل سقیفه )) امکان مى داشت که بدون تعلق به رسالت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) خلافت را بدست آورند، از نبوت او دست مى کشیدند)(38)
6 - بخشنامه جمع آورى و نابودى حدیث
آنانکه دل پیامبر را در حضور او آزردند،
و براى قدرت و حکومت ، پهلوى یگانه یادگار او را شکستند
و از نوشتن آخرین وصیت نامه پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) جلوگیرى کردند.
حال براى وحدت امت اسلامى دلى مى سوزانند و بخشنامه صادر مى کنند که :
(براى حفظ وحدت مسلمین ، همه احادیث را جمع آورى و نابود کنند یا بسوزانند زیرا قرآن کافى است ، و چیزى در برابر قرآن نباید مطرح باشد)
عائشه مى گوید:
ما 500 حدیث مکتوب در منزل داشتیم که پدرم آنها را در داخل حیاط سوزاند.(39)
آگاهان سیاسى مى دانستند که علت اءساسى این اقدام ، حفظ وحدت مسلمین ، یا حفظ جاذبه هاى قرآن ، نبود بلکه تلاش مى کردند تا فضائل على (علیه السلام ) و عترت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) مطرح نشود، و فراموش گردد، و روایت فراوان مربوط به ولایت عترت و حماسه غدیر نابود گردند
و هرکس را که سرپیچى کرد، و با حدیث با مردم سخن گفت ، یا نقل حدیث نمود، شناسائى کردند، کتک زدند
(مانند عبدالله بن مسعود یکى از نویسندگان وحى )
اینجاست که حامیان ولایت ، مسئولیت سنگینى بر عهده دارند.
هم باید انواع شکنجه ها را تحمل کنند و هم باید میراث رسالت را پاسدار باشند.
هم نگذارند حماسه غدیر فراموش شود و هم در حفظ یاران صادق بکوشند
هم از حکومت کودتائى باطل پیروى نکنند و هم از ولایت رهبران الهى دفاع نمایند
که در خط مقدم اینگونه از مبارزات سیاسى ، نظامى ، یگانه دخت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) حضور جدى دارد و لحظه اى دست از افشاگرى و مبارزه بر نمى دارد و تا مرز شهادت ، از ولایت و حقانیت حضرت امیرالمؤ منین (علیه السلام ) دفاع مى فرماید.
و فرزندش حضرت محسن (علیه السلام ) را فداى حقانیت ولایت مى کند، و تا رهائى امام معصوم از دست مهاجمان سکوت نمى کند و مبارزه را تداوم مى بخشد.
حضرت فاطمه (علیها السلام ) و ارزش والاى غدیر
ضرورت یادآورى حماسه غدیر
روش اتمام حجت با غدیر
سیاست سران سقیفه در مطرح نشدن غدیر
1 - ضرورت یادآورى حماسه غدیر
یکى از ره آوردهاى ارزشمند و حیاتى مبارزات سیاسى حضرت زهرا سلام الله علیها در دوران کوتاه زندگانى پس از رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) شناساندن جایگاه والاى ((غدیرخم )) در دفاع از حقانیت ، و خلافت به حق امیرمؤ منان حضرت على بن ابى طالب (علیه السلام ) بود.
در جمع مهاجر و انصار، در مسجد مدینه
در جمع بانوان عیادت کننده
در برابر مهاجمان فریب خورده به خانه اهل بیت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم )
در بحث و مناظره با بى تفاوت هاى مدینه (پس از کودتاى شوم سقیفه )
در بسیج کردن مردم جهت دفاع از ولایت امیرالمؤ منین (علیه السلام )
و همه جا
به یاد حماسه غدیر بود، و حادثه غدیر خم را مى شناساند، و ابعاد و جوانب آن را بررسى مى کرد، و اهداف و ثمرات آن را به رخ مى کشید، و اتمام حجت مى فرمود.
و عذرهاى بدتر از گناه بى تفاوت ها، و بهانه هاى ترسوهاى ساکت ، و دلیل هاى پوچ و دروغین سست عنصرها را با یادآورى حماسه غدیر خم ، مردود مى شمرد، و بى ارزشى بافته هاى ذهنى آنان که دست از حمایت امام بر حق شسته بودند را اثبات مى کرد، و مى فرمود:
فما جعل الله لاحد بعد غدیر خم من حجة و لاعذر
(خداوند بزرگ پس از حادثه غدیر خم # که ولایت على (علیه السلام )اعلام گردید براى هیچکس عذر و بهانه اى باقى نگذاشته است )(40)
2 - روش اتمام حجت با حادثه غدیر
پس از حاکمیت سران کودتاگر سقیفه ، و غصب خلافت امیرالمؤ منین (علیه السلام ) که مبارزات سیاسى حضرت زهرا (علیه السلام )به اوج رسید، یکى از روشهاى بیدار کردن مردم ، سخنرانى و افشاگرى ، و دعوت مهاجر و انصار در نهان و آشکار، براى یارى کردن امام برحق بود که همراه با امیرالمؤ منین (علیه السلام ) و دو فرزندش حسن و حسین علیهم السلام بگونه اى بسیار حساب شده ، مهاجر و انصار را فرا مى خواندند، درب منزل آنان را کوفته ، و با آنان به گفتگو مى پرداختند، و اتمام حجت مى کردند.
امام بعضى مى گفتند:
کار از کار گذشت
و برخى مى گفتند:
اگر على (علیه السلام ) در سقیفه بود راءى همه با او بود
و گروهى مى گفتند:
ما غافلگیر شدیم دیگر نمى شود اقدام مؤ ثرى داشت در صورتیکه حضرت زهرا سلام الله علیها بر تمام عذر تراشى ها، و بهانه هاى دروغین ، با یادآورى حادثه عظیم غدیرخم ، خط بطلان کشیده مى فرمود:
الیکم عنى فلا عذر بعد تعذیرکم و الامر بعد تقصیرکم ، هل ترک اءبى یوم غدیر خم لاحد عذرا؟(41)
(دور شوید، و مرا به حال خود گذارید، پس از کوتاهى و سهل انگارى ، جایى براى عذر خواهى نمانده است ، آیا پدرم پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) پس از حادثه غدیر خم جایى براى عذر تراشى و بى تفاوتى باقى گذاشته است ؟)
یعنى تکیه گاه مهم و برهان روشنى که مى شود با آن ولایت بر حق حضرت امیرالمؤ منین (علیه السلام ) را اثبات کرد، و غضب خلافت را بیان داشت ، حماسه غدیر خم است که :
هیچ عالم و جاهلى
مخالف و موافقى
دوست و دشمنى
حاضر و غائبى
نمى تواند آن حادثه عظیم را انکار یا فراموش نماید.
چون همه بودند و دیدند، و با حضرت مولى بیعت کردند.
یا خاطره آن حماسه بزرگ را شنیدند، و خطبه معروف رسول خدا (علیه السلام ) را شنیدند و حفظ کردند، و سینه به سینه منتقل نمودند.
و شعراى حاضر در صحنه ، شعرها سرودند، قصیده ها ساختند و به یکدیگر تبریک ها گفتند.
از این رو حادثه غدیرخم ، آنهم پس از دو ماه یا بیشتر، در پایگاه وحى الهى ، ((مدینة الرسول )) هرگز انکار کردنى ، یا فراموش شدنى نبود.
3 - سیاست سران سقیفه و روش مبارزاتى فاطمه سلام الله علیها
سران سقیفه چون مى دانستند شعر و حکایت و روایت و حدیث غدیر خم را از نظر فکر و ذهن و اندیشه و نقل و گفتار نمى توانند، انکار کنند، و یا از دلها و خاطره ها بزدایند، دست به کودتا زدند، و با زور و تزویر، و تهدید و کشتار به همگان گفتند که :
حماسه غدیر را فراموش کنند
احادیث بر جاى مانده از پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) را بسوزانند(42)
نقل حدیث نکنند، و تنها قرآن بخوانند
و فضائل على (علیه السلام ) و اهل بیت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) در هیچ جا نقل ننمایند.
زیرا اگر پس از کودتاى سقیفه ، و حاکمیت ابابکر، نقل حدیث جایز بود، و فضائل اهل بیت (علیه السلام ) را مطرح مى کردند، و حماسه عظیم غدیرخم را در همه جا و همه مجالس مى خواندند و مى شناساندند، حکومت سران کودتایى سقیفه نمى توانست داراى ثبات سیاسى باشد، و ادعاى حقانیت و خلافت رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) نماید، بنابراین همه دست اندرکاران خلافت ، بر آن شدند که غدیر خم مطرح نشود، و حدیث و خطبه و شعر آن حماسه جاودانه نقل نگردد، و به دست فراموشى سپرده شود، و تنها بخشهایى از آن خطبه سرنوشت ساز رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) نقل گردد که ، ارتباطى با حکومت و خلافت ندارد.
(دستور عبادى و اخلاقى )(43)
چون اصول سیاست کودتاگران سقیفه بر حذف حماسه غدیر تکیه داشت ، حضرت زهرا سلام الله علیها نیز یکى از حملات گسترده و فشار سیاسى ، مبارزاتى خود را بر شناساندن غدیر خم قرار داده بود، تا غدیر خم فراموش ‍ نشود، و نصب امامت از طرف پروردگار هستى ، تبلیغ شود
از اینرو پیروان آن یگانه کوثر قرآن نیز به غدیر خم دل بسته اند.
و آن را تبلیغ مى کنند و با رهنمودهاى عترت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) روز غدیرخم را یکى از اعیاد بزرگ اسلامى مى دانند.
جشن ها مى گیرند
چراغانى مى کنند
شعرها مى سرایند
تا حماسه جاوید غدیر همواره جاودانه بماند، و چشمه سار همیشه زلال غدیر، همواره تشنگان حقیقت را سیراب سازد.
حضرت زهرا سلام الله علیها نه تنها در سخنرانیها، و افشاگریها از غدیرخم یاد مى کرد، و آن حادثه عظیم را به یاد مى آورد و اهداف آن را مى شناساند بلکه در ملاقات هاى خصوصى ، و در پاسخ افرادى که بگونه اى انفرادى از مظلومیت اهل بیت (علیهم السلام ) مى پرسیدند، باز هم به بررسى ((حماسه غدیر)) مى پرداخت .
محمود بن لبید مى گوید:
پس از رحلت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فاطمه (علیها السلام ) را در کنار قبر حضرت حمزه در احد، در حال عزادارى و گریه مشاهده کردم ، فرصت را غنیمت شمرده سئوال کردم :
آیا براى امامت على (علیه السلام ) از سخنان رسول گرامى اسلام ، مى توان دلیلى آورد؟
حضرت زهرا (علیها السلام ) فرمود:
و اعجبناه اءنسیتم یوم غدیر خم ؟ سمعت رسول الله یقول :
على خیر من اخلفه فیکم ، و هو الامام و الخلیفة بعدى ، و سبطاى و تسعة من صلب الحسین (علیه السلام ) اءئمة اءبرار لئن اتبعتموهم وجدتموهم هادین مهدیین ، و لئن خالفتموهم لیکون الاختلاف فیکم الى یوم القیامة ؟
(قلت یا سیدى فما باله قعد عن حقه ؟)
قالت : یا ابا عمر لقد قال رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم )
مثل الامام مثل الکعبة اذا تؤ تى ولا تاءتى
اءما و الله لوترکوا الحق على اءهله و اتبعوا عترة نبیه لما اختلف فى الله اثنان ، و لورثها سلف عن سلف و خلف بعد خلف حتى یقوم قائمنا التاسع من ولد الحسین ولکن قدموا من اءخره الله و اءخروا من قدمه الله : حتى اذا اءلحدوا المبعوث و اءودعوه الجدث المجدث اختباروا بشهوتهم و عملوا بآرائهم ، تبالهم اءولم یسمعوا الله یقول :
وربک یخلق ما یشاء و یختار ماکان لهم الخیرة ؟
بل سمعوا و لکنهم کما قال الله سبحانه .
فانها لا تعمى الابصار ولکن تعمى القلوب التى فى الصدور
هیهات بسطوا فى الدنیا آمالهم و نسوا آجالهم فتعسالهم و اءضل اءعمالهم اءعوذبک یا رب من الحور بعد الکور

حضرت زهرا (علیه السلام ) فرمود:
(شگفتا! آیا حادثه عظیم غدیر خم را فراموش کرده اند؟
شنیدم که پیامبر گرامى اسلام فرمود: و على بهترین کسى است که او را جانشین خود در میان شما قرار مى دهم على (علیه السلام ) امام و خلیفه بعد از من است و دو فرزندم حسن و حسین (علیه السلام ) و نه نفر از فرزندان حسین (علیه السلام ) پیشوایان و امامانى پاک و نیک اند. اگر از آنها اطاعت کنید شما را هدایت خواهند نمود و اگر مخالفت ورزید، تا روز قیامت بلاى تفرقه و اختلاف در میان شما حاکم خواهد شد).
((پرسیدم ، پس چرا امام على (علیه السلام ) سکوت کرد و حق خود را نگرفت ؟
حضرت زهرا(علیها السلام ) پاسخ دادند:))
پدرم رسول خدا، رهنمود دادند که مثل امام ، مانند کعبه است ، مردم باید در اطراف آن طواف کنند نه آنکه کعبه دور مردم طواف نماید.
((سپس ادامه دادند که )):
(قسم به خدا اگر حق را به اهلش واگذار مى کردند و از عترت رسول خدا اطاعت مى نمودند دو نفر هم با یکدیگر اختلاف نمى کردند و امامت همانگونه که رسول خدا معرفى فرمود از على (علیه السلام ) تا حضرت قائم (عج ) فرزند نهم امام حسین (علیه السلام ) پشت به پشت و نسل به نسل تداوم مى یافت .
اما افسوس مردم ناآگاه ، کسى را مقدم داشتند که خدا او را کنار زده بود و کسى را کنار زدند که خدا او را مقدم داشت ، ره آورد بعثت را انکار کردند و به بدعتها روى آورند آنها اینگونه اعمال ناروا را با هواپرستى و شهوت زدگى و بازگشت به افکار و آراء فاسد جاهلى انجام دادند، زشت باد روى آنان . آیا نشنیدند کلام خدا را که فرمود
((پروردگار تو خلق مى کند آنچه را که مى خواهد و اختیار تعیین امامت بدست اوست ))(44)
آرى شنیدند اما هرگونه که قرآن فرمود: ((دیده بصیرت آنها کور و چشم دل آنها بى نور است ))(45)
افسوس ، که سران سقیفه ، آروزها و هوسهاى خود را تحقق بخشیدند و از مرگ و قیامت غافل ماندند، خدا نابودشان گرداند و آنان را در کارهایشان گمراه کند، اى پروردگار من به تو پناه مى برم از کمى یاران پس از پیروزى و فراوانى یاران ):(46)
روش استفاده از حدیث غدیر
طرح همه جانبه حدیث غدیر
افشاى دشمنان با حماسه غدیر
در فصل گذشته تذکر دادیم که سران سقیفه ، و دشمنان اهل بیت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) با روشهاى گوناگون سعى مى کردند تا:
حماسه غدیر فراموش گردد.
حدیث غدیرخم نقل نشود، تبلیغ نگردد.
ورقه هاى مکتوب حدیث غدیر و دیگر احادیث سوزانده شود.
در کتب تاریخ ثبت نشود.
و شاعرانى که حماسه غدیر را سرودند طرد شوند، یا در امان نباشند و آنگاه ، ناقلان و راویان حدیث و حادثه غدیر را با نام ((ایجاد اختلاف در امت اسلامى )) یا ((ترک کنندگان قرآن )) سرزنش مى کردند، کتک مى زدند که پس از حاکمیت سران سقیفه ، و کتک خوردن عبدالله بن مسعود ((کاتب وحى )) براى نقل حدیث ، دیگر کسى جرئت روایت کردن ، یا تبلیغ حدیث غدیر را نداشت .
هرکس رفاه و آسایش مى طلبید.
درجه و مقام مى خواست .
و در آرزوى امن و امان بود.
مى بایست حدیث غدیر، و حقانیت على (علیه السلام ) را فراموش کند، که تهاجم نظامى به منزل به منزل امام ، و اهانت به دختر پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم )، و شهادت حضرت محسن (علیه السلام ) و تازیانه زدن حضرت زهرا علیهاالسلام در راستاى همین سیاست مطرح شد.
اول : فاطمه علیهاالسلام و طرح همه جانبه حدیث غدیر
در شرایط حساس و خفقان زاى مدینه ، پس از کودتاى سقیفه ، که همه لب فروبسته ، و نفسها در سینه ها حبس شده ، و زبان شاعران ساکت گشته ، و قلم نویسندگان شکسته ، و همه دست از حمایت امیرالمؤ منین على (علیه السلام ) شسته بودند.
و حماسه عظیم غدیرخم را که در چند ماه قبل اتفاق افتاده بود، با ترس و زور و تزویر از یاد بردند، این فاطمه زهرا علیهاالسلام ، بود که حدیث غدیر را در همه جا مطرح مى فرمود.
و حداکثر استفاده را از پیام غدیر مى برد، چون آگاه بود که اگر مردم ، حماسه غدیر را با ویژگیهاى والاى آن به یاد آورند، و به امر الهى در اعلام ولایت على (علیه السلام ) بیاندیشند، راه هدایت را به درستى خواهند شناخت .
از این رو بارها به مردم ساکت و بى تفاوت و هراسناک مدینه مى فرمود:
اءنسیتم قول رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم ) یوم غدیرخم ، من کنت مولاه فعلى مولاه ؟ و قوله (صلى الله علیه و آله و سلم )، اءنت منى بمنزله هارون من موسى (47).
(آیا فراموش کردید سخنان رسول خدا را در روز غدیر خم که فرمود:
هر که را من مولا و رهبر مى باشم على (علیه السلام ) نیز مولاى اوست .
و آیا فراموش کردید که به على (علیه السلام ) فرمود: یا على (علیه السلام ) موقعیت تو نسبت به من همانند هارون نسبت به موسى پیامبر است .)(48)
دوم : افشاى دشمنان با یاد حماسه غدیر
حضرت زهرا علیهاالسلام در بحث و مناظره با دشمنان ، و در اتمام حجت با مهاجمان به خانه ولایت باز هم از حماسه غدیرخم یاد مى کرد، و مردم را به یاد حدیث غدیر سوق مى داد.
در یکى از روزهاى پس از پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) که مردم در کوچه نزدیک خانه حضرت على (علیه السلام ) گرد آمده و تسلیم توطئه ها بودند، دختر رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) از خانه بیرون آمده و در کنار درب ورودى منزل ایستاد، و خطاب به مردم مهاجم در کوچه و بازار فرمود:
لا عهد لى بقوم حضروا اءسوء محضر منکم ، ترکتم رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم )، جنازة بین اءیدیننا و قطعتم اءمرکم فیما بینکم ، لم تساءمروننا و لم تردوا لنا حقا کانکم لم تعلموا ما قال یوم غدیر خم ، و الله لقد عقد له (على بن ابیطالب ) یومئذ الولاء لیقطع منکم بذالک منها الرجاء، و لکنکم قطعتم الاسباب بینکم و بین نبیکم ، و الله حسیب بیننا و بینکم فى الدنیا و الآخرة .(49)
(من ملتى را مثل شما نمى شناسم که اینگونه عهد شکن و بد برخورد باشند، جنازه رسول خدا در دست ما گذاشته رها کردید، و عهد و پیمانهاى میانتان را بریده ، فراموش نمودید، و ولایت و رهبرى امام على (علیه السلام ) و ما اهل بیت را انکار کردید، و حق مسلم ما را بازنگرداندید.
گویا از حادثه رزو غدیرخم آگاهى ندارید؟
سوگند به خدا که رسول گرامى اسلام در آن روز ولایت و رهبرى امام على (علیه السلام ) را مطرح کرد، و از مردم بیعت گرفت ، تا امید شما فرصت طلبان تشنه قدرت را قطع نماید، ولى شما رشته هاى پیوند معنوى میان پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) و خودتان را پاره کردید، این را بدانید که خداوند در دنیا و آخرت بین ما و شما داورى خواهد کرد.)(50)
دشمنان ولایت چه جوابى مى توانستند بدهند، در صورتیکه حماسه غدیر، راه هرگونه عذرتراشى ، و بهانه جوئى ، را بسته بود، که حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود:
(خداوند بزرگ پس حادثه غدیر خم ، براى هیچکس عذر و بهانه اى باقى نگذاشته است )
زیرا با یادآورى غدیرخم هیچگونه راه فرارى باقى نمانده بود
اگر مى گفتند:
نمى دانیم !! یا خبر نداریم !!
دروغ آشکارى بود
زیرا حادثه بزرگى در میان 120 هزار حاجى که از سراسر بلاد اسلامى در غدیر گرد آمده بودند، اخبار آن را دهن به دهن در همه جا نقل کردند، و بگوش همه رسانده بودند.
اگر در خبر راویان تردید مى کردند:
به دوروئى آشکارترى پناه مى بردند
زیرا تمام مهاجر و انصار، و اصحاب و یاران پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) در آن حادثه عظمى حضور داشتند، و پیام غدیر را از قرن اول تاکنون گفتند و نوشتند، و در شعر شاعران گنجاندند
اگر بهانه مى آوردند که بیعت عمومى نبود:
بیشتر رسوا مى گردیدند.



سوال

چقدر زیاد بود


            پرسشهای بی پاسخ بچه ها


 از همین سه حرف


                  به ظاهر ساده ولی رمز الود عشق


    و ناتوانایی معلم از حل علامت سوال ها



واژه های باران


نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
 مثل آسمانی که امشب می بارد....
 و اینک باران
 بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
 و چشمانم را نوازش می دهد
 تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم



پرسپولیس

قهرمانی پرسپولیس را در جام حذفی تبریک عرض می نمایم به پرسپولیسی های گرام





شب لیله الرغئب

امشب شب لیله الرغئب است.


در این شب پر فضیلت بهترینها را آرزو کنیم




نکته عشق

سلام


این برادر کوچک شما میخواهد یک نصیحت به شما بکند.


و آن این است که هر وقت عاشق شدید این این چند کار را انجام دهید.


1.توکل برخدا


2.مشورت


3.خودتان با طرف صحبت کنید و واسطه نفرستید.


و همیشه سعی کنید یک عشق پاک داشته بهشید.


اگر شما نکته ای میدانید که میدانید لازم است بگویید. 



یا زهرا

شهدت بانوی دو عالم بر تمام شیعیان تسلیت




...

کسی نیست تنهایم را پر کند




عشق

تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net



تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.netتصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net


تپش قلب من.........


تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net



تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net


غم....


 



تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net


به یاد تو...........


تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net



 



161.gif


تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net



تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net


دل طاقت بیار...


تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net



تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net



تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net



تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net


 



تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net



تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net



احساس خودتان را بگویید...تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net



   1   2      >
Weblog Themes By Pichak

<< مطالب جدیدتر ........ مطالب قدیمی‌تر >>

موضوعات

  • ()
  • ()

آرشیو مطالب

درباره وبلاگ


محمد صالح کامرانی[12]
این وبلاگ در بر دارنده نوشته های شخصی و عاشقانه.شعر های خودم و مسائل روزمره

بازدید امروز: 3
بازدید دیروز: 0
کل بازدیدها: 2588